ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
43
سفرنامه شاردن ( فارسى )
بارى ، مسيو دولاهه در ماه نوامبر 1663 با شكوه و جلال وارد قسطنطنيه شد و مدت پنج سال با قدرت و ابهّت زياد چنان كه از سفير پادشاه عظيم الشأن و مقتدرى چون لويى چهارده مىسزيد ، وظايف خويش را به انجام رساند . او در همهء ديدارهاى سياسى به هر مناسبت از عظمت فرانسه و شكوهمندى و نيرومندى سپاهيان وطنش ، و نفوذ و قدرت پادشاهش سخن به ميان مىآورد . ستايش بيش از اندازهء مسيو دولاهه از مفاخر خود ، در روحيهء صدراعظم چنان سوء اثر بخشيد كه رفتار و گفتههاى اغراقآميز او را توهينى آشكارا به خود و مقام خلافت شمرد ، به اين سبب نه تنها در حرمتگزارى و نكوداشت وى نمىكوشيد ، بل كه در هر جا به او تحقير و بىاعتنايى مىكرد ، و اين بيزارجويى و تنفّر بدان جا رسيد كه هر زمان سفير وارد دربار مىشد صدراعظم به ديدن وى به نشان حرمتگزارى به پا نمىخاست ، و از اداى احترامات ظاهرى و تعارفات معمول كه در دربار جارى بود ، نسبت به او امتناع مىورزيد ، و هر زمان اين دو به ناچار با هم سخن مىگفتند صدراعظم با لحنى تلخ و درشتناك كمكهايى را كه فرانسه در جنگهاى هنگرى و كرت و مسألهء ژيژرى به دشمنان عثمانى كرده بود ، يادآور مىشد . مسيو دولاهه رفتار دشمنانگى صدراعظم را ناديده و سخنان پر نيش و دلازارش را ناشنيده مىگرفت و بر اين اميد بود كه هنگام بيرون شدن از كاخ صدارت به گرمى و مهربانى از او بدرقه كند . اما اين همه نقش بر آب بود ، و صدراعظم با همان سردى و بىاعتنايى و نفرت كه وى را مىپذيرفت به او مىنگريست . مسيو دولاهه سرانجام از سردمهرى و بيزارجويى صدراعظم ناشكيبا و رنجيده خاطر شد . تصميم مقابله كرد ، و پس از آخرين ديدار يكى از مترجمان سفارت را به دربار فرستاد و درخواست تجديد ملاقات كرد ، به اين شرط كه هنگام ورود سفير صدراعظم بنا به رسم ، به نشان حرمتگزارى از جاى برخيزد ، ايستاده پذيرايى كند ، و سخن تند و درشت بر زبان نياورد . رئيس الكتاب ديوان كه مهردار خاص سلطنت بود ، فرستادهء سفير را به وعدههاى خوش نويد داد و گفت كه مسيو دولاهه قوى دل و مطمئن باشد كه نخست وزير چنان كه شايسته و در خور اوست وى را خواهد پذيرفت . دل سفير به شنيدن اين پاسخ مهرآميز سرشار شادى و شعف شد ، اما پس از اين كه به دربار رفت با همان بىاعتنايى و نفرت پذيرفته شد . اين بار رفتار وهنآميز صدراعظم بر سفير سخت گران و غير قابل تحمل آمد ، و با لحنى عتاب آميز به وى